
سرگردان میان چند راهی ها ....
سوار بر امواج خروشان
سرگردان میان این همه باید و نباید
راه را به امید یافتن ساحلی امن می پیمایم....
سرکش در برابر همه باید ها
را ه را به امید رهایی از همه نبایدها می پیمایم....
انتهای راه نزدیک است
فقط یک گام ...یک کلام ....یک حرکت جسورانه...
و
رسیدن به انتهای داستانی موهوم.....
لحظه ای تامل...
خستگی غالب می شود....
آه نه!!!!!پایانی در کار نیست ....نه!!!!
باز هم اسارت میان همه ترس ها...بایدها و نبایدها....
و دوباره آغاز همان داستان موهوم!!!!!!!!






